مدرن فایل

مدرن فایل

Modern File
مدرن فایل

مدرن فایل

Modern File

دانلود اصول طراحی و ساخت شهرک های مدرن


اصول طراحی و ساخت شهرک های مدرن

نخستین اقدام در مورد نوگرایی نظام شهری و تدوین قوانین نوین شهرسازی در ایران طی دهه های اول قرن اخیر صورت گرفت؛

دانلود اصول طراحی و ساخت شهرک های مدرن

شهرسازی شهر ساختمان کلانشهر
شهرهای قدیمی واحدهای مسکونی
شهرکهای اقامتی تفریحی
دسته بندی شهرسازی
فرمت فایل pptx
حجم فایل 553 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 40

برخی از اهداف ایجاد شهرهای جدید به این شرح است:

 

پالایش کلان‌شهرها از طریق توزیع مناسب فعالیت و جمعیت در منطقه کلان‌شهری.

جلوگیری از ایجاد سکونت‌های غیررسمی و خود رو در حومه کلان‌شهرها

کاهش بار ترافیکی شهرهای بزرگ از طریق ایجاد اشتغال و اسکان در شهرهای جدید

جلوگیری از تخریب اراضی کشاورزی، باغ‌ها و فضای سبز پیرامون شهرها و استفاده از اراضی غیر کشاورزی برای احداث شهرهای جدید

اهداف دیگری چون کاهش بهای تمام شده واحدهای مسکونی، به دلیل پایین بودن نرخ زمین در مقایسه با شهرهای موجود، ایجاد الگوهای جدید مسکن از طریق کاهش سطح زیربنای مسکونی و احداث مجموعه‌های مسکونی و ترویج انبوه‌سازی در این شهرها ازجمله مقاصد برنامه‌ریزان برای احداث شهرهای جدید بود.

 

بررسی اجمالی وضعیت شهرهای جدید در حال حاضر نشانگر عدم تحقق کامل اهداف آن است. مسائل و چالش‌های زیر را می‌توان در این امر موثر دانست:

تغییر برخی شرایط زمینه‌ساز ایجاد و هدف‌گذاری شهرهای جدید در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مانند کاهش شدید نرخ رشد جمعیت

شکل دادن به انتظارات غیر واقعی در مورد نقش و کارکرد شهرهای جدید به خصوص در اسکان جمعیت و سرعت شکل‌گیری

فقدان حمایت از اعمال سیاست در سطح دولت. ایجاد شهرهای جدید ملهم از تجارب جهانی بیشتر یک خواست تکنوکراتیک و بوروکراتیک در سطح وزارت مسکن و شهرسازی (وقت) بود.

تحول دیدگاه‌ها به همراه کاهش درآمدهای نفتی و تغییرات مدیریتی، موجب شد که بسیاری از طرح‌های اشتغال‌زا که هسته اصلی جذب جمعیت و فعالیت به شهرهای جدید بود، نیمه‌تمام یا شروع نشده، باقی بماند.

گرایش صرف به اراضی دولتی در مکان‌یابی و فقدان هسته اولیه هویت زا در این شهرها (گسترش از زمین خالی)

عدم سرمایه‌گذاری اولیه دولت در ایجاد زیرساخت‌ها به خصوص حمل‌و‌نقل سریع و ایمن بین شهر جدید و شهر مادر (احاله تامین مالی احداث از طریق آماده سازی و عرضه زمین)

به‌هم ریختگی و نابسامانی در اعمال سیاست‌های کلان توسعه سکونتگاهی و شهرسازی کشور. گسترش حاشیه نشینی در کنار توسعه افقی شهرهای مادر در رقابت با شهر جدید، افزایش ظرفیت توسعه و جمعیت‌پذیری شهرمادر و شهرهای پیرامونی

بار‌گذاری شدید جمعیتی در فقدان زیرساخت‌های شهری در شهرهای جدید در قالب طرح مسکن مهر.

دانلود اصول طراحی و ساخت شهرک های مدرن

دانلود کنترل مدرن شایانفر


کنترل مدرن شایانفر

در این فایل، مطالب مهم جزوه حجیم کنترل مدرن تالیف اقای دکتر شایانفر در 30 صفحه خلاصه برداری شده و به صورت مرتب و تایپ شده در اختیار شما قرار می گیرد دیگر سردرگم نخواهید شد

دانلود کنترل مدرن شایانفر

شایانفر
حیدرعلی شایانفر 
کنترل مدرن
دسته بندی برق
فرمت فایل pdf
حجم فایل 999 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 30

در این فایل، مطالب مهم جزوه حجیم کنترل مدرن تالیف اقای دکتر شایانفر در 30 صفحه خلاصه برداری شده و به صورت مرتب و تایپ شده در اختیار شما قرار می گیرد. دیگر سردرگم نخواهید شد.

دانلود کنترل مدرن شایانفر

دانلود تحقیق با موضوع آموزش مدرن


تحقیق با موضوع آموزش مدرن

تحقیق با موضوع آموزش مدرن 38صفحه قالب ورد قابل ویرایش

دانلود تحقیق با موضوع آموزش مدرن

تحقیق با موضوع آموزش مدرن
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 38

توضیحات:

تحقیق با موضوع آموزش مدرن

38صفحه قالب ورد قابل ویرایش

بخشی ازمتن:

 

- ایران در یک قرن اخیر با تحولات جدی سیاسی- اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو بوده است و آموزش مدرن حضور قشر دانشجو در این عرصه را تثبیت کرده است. نقش جنبش دانشجویی در این تحولات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
- ابتدا اگر بعضی از خصایص عام یک دانشجو، حداقل در شرایط کنونی را برشماریم شاید بتوانیم به ترکیب، ویژگیها، جایگاه تاریخی و نقشی که می‌توانست در تحولات اجتماعی داشته باشد اشاره کنیم.
به عقیده من سه خصلت مهم را در مورد «دانشجو» می‌توان در نظر گرفت. یکی عنصر جوانی است. وقتی صحبت از عنصر جوانی می‌شود باید وجه غالب در نظر گرفته شود. بعضی از متفکران اعتقاد دارند که اگر در تریکب جمعیتی یک جامعه 15 درصد جوانان حضور داشته باشند، نشانه وجود بحران در آن جامعه است. وقتی ما به وضعیت پیش از انقلاب نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تقریباً بالاتر از 50 درصد جمعیت جامعه ما را جوانان تشکیل می‌دادند و در سال 77، یعنی 20 سال پیش از انقلاب نیز جمعیت ایران به جهات سنی جوانتر شده است و این نشانه‌ای از بحران است.
یک جمعیت جوان - گذشته از بحران- به یک آرمان گرایی توجه دارد. جوان بودن جامعه به ویژه در جامعه ما که دوران گذارش خیلی طولانی شده و توسعه لازم را به لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیدا نکرده، منجر به پیدایش آرمانگرایی بسیار جدی و وسیعی در قشر جوان می‌شود و طبعاً این عناصر می‌تواند در دانشجو و در دانشگاه خود را لحاظ کند. پس یک عنصر اجتماعی که به صورت مستقیم با تحولات سیاسی و اجتماعی ما سروکار دارد، همین قضیه است.
عنصر دوم که باید به آن اشاره شود این است که دانشجو با مسئولیت عام خود به جهات اقتصادی و اینکه هزینه‌اش از طرف خانواده یا دانشگاه تامین می‌شود، این فرصت را می‌یابد که چندان در قید محافظه کاری ملموس جامعه گرفتار نشود. این امر همچنین باعث می‌شود که دانشجو و ویژگیهای اصلاح‌گرایی و انقلابی داشته باشد. باید اشاره کرد که عدم محافظه‌کاری اقتصادی وجه غالب در دانشجویان است و گرنه طبیعی است که قشر وسیعی از دانشجویان ما این ویژگی را نداشته باشند.
عنصر سومی که به نقش خود دانشجو و دانشگاه بر می‌گردد، ارتباط و شناختی است که جوان وقتی وارد دانشگاه می‌شود با حوزه‌های معرفتی پیدا می‌کند.
وقتی این سه مورد را با یکدیگر جمع کنیم و در قالب عنصر دانشجو در نظر بگیریم، حالتی کلی و خاص به آن می‌بخشیم.
در جوامعی که دچار بحران هستند از جمله جامعه پیش از انقلاب و امروز، دو عنصر در ترکیب این سه عامل مطرح است که می‌تواند نقش اصلی را داشته باشد: یکی عنصر آرمانگرایی و دوم عنصر انقلابی‌گری یا اصلاح‌گری. ما برای آرمانگرایی و اصلاح‌گری وجه تمایز قائل هستیم، چرا که همیشه و همواره این دو بر هم منطبق نیستند.
- به خصایص عام و خاص اشاره کردید. آیا این خصایص تابع شرایط و تحولات زمانی هم می‌توانند باشند یا اینکه ثابت و پایدار هستند؟

- ایران در یک قرن اخیر با تحولات جدی سیاسی- اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو بوده است و آموزش مدرن حضور قشر دانشجو در این عرصه را تثبیت کرده است. نقش جنبش دانشجویی در این تحولات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟- ابتدا اگر بعضی از خصایص عام یک دانشجو، حداقل در شرایط کنونی را برشماریم شاید بتوانیم به ترکیب، ویژگیها، جایگاه تاریخی و نقشی که می‌توانست در تحولات اجتماعی داشته باشد اشاره کنیم.به عقیده من سه خصلت مهم را در مورد «دانشجو» می‌توان در نظر گرفت. یکی عنصر جوانی است. وقتی صحبت از عنصر جوانی می‌شود باید وجه غالب در نظر گرفته شود. بعضی از متفکران اعتقاد دارند که اگر در تریکب جمعیتی یک جامعه 15 درصد جوانان حضور داشته باشند، نشانه وجود بحران در آن جامعه است. وقتی ما به وضعیت پیش از انقلاب نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تقریباً بالاتر از 50 درصد جمعیت جامعه ما را جوانان تشکیل می‌دادند و در سال 77، یعنی 20 سال پیش از انقلاب نیز جمعیت ایران به جهات سنی جوانتر شده است و این نشانه‌ای از بحران است.یک جمعیت جوان - گذشته از بحران- به یک آرمان گرایی توجه دارد. جوان بودن جامعه به ویژه در جامعه ما که دوران گذارش خیلی طولانی شده و توسعه لازم را به لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیدا نکرده، منجر به پیدایش آرمانگرایی بسیار جدی و وسیعی در قشر جوان می‌شود و طبعاً این عناصر می‌تواند در دانشجو و در دانشگاه خود را لحاظ کند. پس یک عنصر اجتماعی که به صورت مستقیم با تحولات سیاسی و اجتماعی ما سروکار دارد، همین قضیه است.عنصر دوم که باید به آن اشاره شود این است که دانشجو با مسئولیت عام خود به جهات اقتصادی و اینکه هزینه‌اش از طرف خانواده یا دانشگاه تامین می‌شود، این فرصت را می‌یابد که چندان در قید محافظه کاری ملموس جامعه گرفتار نشود. این امر همچنین باعث می‌شود که دانشجو و ویژگیهای اصلاح‌گرایی و انقلابی داشته باشد. باید اشاره کرد که عدم محافظه‌کاری اقتصادی وجه غالب در دانشجویان است و گرنه طبیعی است که قشر وسیعی از دانشجویان ما این ویژگی را نداشته باشند.عنصر سومی که به نقش خود دانشجو و دانشگاه بر می‌گردد، ارتباط و شناختی است که جوان وقتی وارد دانشگاه می‌شود با حوزه‌های معرفتی پیدا می‌کند.وقتی این سه مورد را با یکدیگر جمع کنیم و در قالب عنصر دانشجو در نظر بگیریم، حالتی کلی و خاص به آن می‌بخشیم.در جوامعی که دچار بحران هستند از جمله جامعه پیش از انقلاب و امروز، دو عنصر در ترکیب این سه عامل مطرح است که می‌تواند نقش اصلی را داشته باشد: یکی عنصر آرمانگرایی و دوم عنصر انقلابی‌گری یا اصلاح‌گری. ما برای آرمانگرایی و اصلاح‌گری وجه تمایز قائل هستیم، چرا که همیشه و همواره این دو بر هم منطبق نیستند.- به خصایص عام و خاص اشاره کردید. آیا این خصایص تابع شرایط و تحولات زمانی هم می‌توانند باشند یا اینکه ثابت و پایدار هستند؟

 

فهرست برخی ازمطالب:

دانلود تحقیق با موضوع آموزش مدرن

دانلود مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم


مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم

دانلود مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم در 36 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

دانلود مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم

مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم 
اصول و مبانی پست مدرنیسم 
مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم 
دانلود تحقیق در مورد اصول و مبانی پست مدرنیسم 
مقاله پست مدرن دانلود
دسته بندی هنر و گرافیک
فرمت فایل doc
حجم فایل 52 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 36

توضیحات :

دانلود مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم در 36 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

مقدمه:

شرایط زندگی امروز از انسان به ویژه انسانی که لاف عقل بزند و داعیه هنر داشته باشد،‌می طلبد که در عرصه و شرایط تازه از دیدگاهی نو به قرائت گفتمان های نظری و تاب و تنش های فرهنگی بپردازد و همراه با شناخت و تحلیل و راه و رسم دیگران،‌راه حلی کارآ برای مسایل اجتماعی و فرهنگی خود بیابد. امروز،‌خواه وناخواه جهان به دورانی تازه گام نهاده و پدیده یی که چه نادرست پست مدرنیسم نام گرفته با سایه روشن های پیدا و پنهان در تمام بحث های روشنفکری و هنری جهان رخنه کرده است. بیست سالی هست که اصطلاحی پست مدرنیسم با تاثیر گذاری بر ذهنیت و فرهنگ و هنر انسان ها تمامی جهان را به انحای گوناگون زیر سیطره خود گرفته است شبح پست مدرنیسم بر آن چه انسان امروز می اندیشید آن چه تولید می کند، آن چه می داند،‌آن چه نمی داند و آنچه در گل طبیعت و هستی او نامیده می شود سایه انداخته است. پست مدرنیسم نه تنها مشکل امروزین هستی انسان را معین می کند بلکه خیال شکل دادن تمامی آینده او را نیز در سر می پروراند. اگر اندیشمندان و روشنفکران گذشته از دگرگونی های مشخص و تعریف پذیر نگران بودند؛ هنرمند و روشنفکر امروز با پدیده یی روبرو است که تعریف بردار نیست. مطالعه پیشینه و تبار این پدیده نمی توانست بدون آشنایی با اندیشه و نظریات اندیشمندان شکل مطلوب خود را پیدا کند نگرش تحقیر آمیز و اهانت بار پست مدرنیسم به «دیگران» که می باید در پیوند با نگرش های مدرنیسمی و تاریخ استعمار بررسی شده و نیز تاثیرگذاری فیمینیسم،‌از او مانیستی لیبرال گرفته تا پست استراکچرالیستی رادیکال،‌ بر روند فرهنگ و هنر دو دهه پایانی قرن بیستم هم موردی نبود. که بتوان نادیده گرفت و از آن گذشت. به دلایلی که ذکر شد،‌نیاز به آشنایی با پست مدرنیسم به آشکارترین نحو ممکن چهره ی خود را می نمایاند و اوضاع ایجاب می کرد که این آشنایی به صریح ترین و ساده ترین راه و زبان ممکن صورت پذیرد.

 

پست مدرنیسم:

پست مدرنیسم پدیده ی است که شبح آن بر جهان امروز سایه افکنده و از آن به عنوان واژه یی برای توصیف یک دگرگشت گسترده در دهه های پایانی سده ی بیستم یاد میشود. دهه ی 1980 دوران تاخت و تاز و رشد و در عین حال دگرگونی پست مدرنیسم بود. با آن که در این زمان کوتاه بارها چهره عوض کرد و حتی تا پای احتضار هم پیش رفت همچنان به رشد خود ادامه داد. واقعیت هم این است که پست مدرنیسم نه تنها در مباحث هنری و روشنفکری رخنه کرده است بلکه،‌ بر تمام جوانب زندگی، سیاست،‌اقتصاد،‌ادیان و اخلاقیات. ارتباطات و رسانه های همگانی و حتی «ساختار احساس» و روابط انسان ها با یکدیگر تاثیر نیز گذاشته است. ماهیت پست مدرنیسم به گونه ای که دائما چهره عوض می کند و برای روز آمد بودن بررسی ها باید از آخرین دگرگونی ها و نظرگاههای آن آگاهی داشت. پست مدرنیسم در هوایی است که ما استنشاق می کنیم ما امروز در دوران پست مدرنیسم زندگی می کنیم و این بهانه که پست مدرنیسم منحصر به جهان غرب است پذیرفتنی نیست چرا که آثار و نشانه های آن در همه جا دیده میشود. و از قضا این مد تازه ی روشنفکری معاصر، فراگیرترین و پر دامنه ترین یورش فرهنگی به جوامع غیر غربی است و چیزی همانند آن تا کنون تجربه نشده است. این ادعا که ما در دوران پست مدرنی زندگی می کنیم به چند زمینه و اصل کلی استوار است:‌

  1. امروز دیگر بخشی از اندیشه های پیشرفت، خردمندانه بودن امور و آن چه مدرنیته ی غرب را پدید آورد و به انحاء‌ گوناگون به آن مشروعیت بخشید، پذیرفتنی نیست. چرا که در نظریه ها و معادلات خود،‌ تفاوت های فرهنگی- اجتماعی ملل و اقوام مختلف جهان را به حساب نیاورده است.
  2. روزگاری چنین پنداشته می شد که اگر کشفیات علمی و پیشرفت های اقتصادی به سود انسان باشد،‌سرانجام مشروعیت پیدا خواهد کرد، اما امروز پیش از گذشت چند قرن نشانه های غیرقابل انکاری در دست است که این پیشرفت ها؛‌فقط به سود گروه های خاص بوده و هرگز توان جلوگیری از جنایت و تعدی بر ضد انسان های ستم دیده را نداشته است.

گروهی به چالش پیچیدگی ها می روند و گروهی دیگر پا در بند همان تلاش های عهد دقیانوسی برای تنازع بقا در عرصه ی زندگی پرسه می زنند. این یکی از جنبه های دردآور شکست پرو‍ژه ی مدرن است که قرار بود برای همه ی انسان ها و انسانیت اعتبار داشته باشد.

  1. امروز دیگر اطمینانی نیست که آن چه فرهنگ برتر و فرهنگ پیشرو نامیده می شود ارزش بیشتری از فرهنگ های فرودست تر و فرهنگ عامه و خرده فرهنگ ها،‌حتی فرهنگ های بومی و اقلیمی داشته باشد؛ آن چه حائز اهمیت است و می باید مورد ارزیابی قرار گیرد،‌کیفیت هاست.
  2. در شرایط تاریخی و تکنولوژی امروز دیگر جدا کردن «اصل» از «کپی» و تفاوت گذاشتن میان طبیعی و مصنوعی امکان پذیر نیست. به بیان دیگر الگوها وانمود گری ها و نشانه ها به جای ارزش و کیفیت و کارآیی را گرفته است.

پست مدرنیسم برآمده از جنبش انتقادی غرب در هنر و معماری و ناظر بر واکنش های صریح به ضد استیلای خفقان آور مدرنیسم و خردگرایی هدفمند و پیشرفت خطی و اندیشه ی کهنه و منسوخ سرآمد باوری و نخبه گرایی فرهنگی است. شورشی است به ضد جنبش روشنگری سده ی هجدهم که می خواست تمامی رفتار و اندیشه های انسانی را در یک برداشت معین از خرد و خردورزی جای دهد. پست مدرنیسم در آغاز جنبشی بود بر ضد اندیشه های سلطه جویانه یی که غرب از فرهنگ و تمدن در ذهن داشت. می خواست تمان نژادها و قومیت ها و طبقات را در بربگیرد و از همین رهگذر هم بود که کوشید تا این جا و آن جا چیزهایی را از سنت و مدرنیسم دست چین کند و به هم بیامیزد. اما در فرآیند این کار ذات و ماهیت خود آن نیز دگرگون شد. علل دگرگونی پست مدرن عبارتند از:

‌ 1- راز زدایی از عینیت علمی

2- فروریختن همه سویه فلسفه ی سنتی غرب و کاسته شدن از اعتبار آن 3- تاکید بر مرز ناپذیری فیزیک کوانتوم و ریاضیات.

4- تاکید بر گسست و ناهمسانی و عدم تداوم و حضور تفاوت های انکار ناپذیر در تاریخ

5- گسترش مکتب مدرئالیسم جادوئی

6- تاکید بر گفتمان دیگران و بازنمایی آنان در تاریخ، هنر، انسان شناسی، جامعه شناسی و سیاست

7- این جهانی و دنیوی بودن مسیحیت و نادیده گرفتن و درپاره یی موارد بیرون راندن آن از جوامع غربی به عنوان یک نیروی توانمند اخلاقی

8- پیروزی اقتصاد بازار و ظهور دل نگرانی های آسیب شناختی و پیدایش پدیده یی به نام «گزینش مصرف کننده».

این دگرگونی ها به پست مدرنیسم هویتی تازه بخشیده است و از این رهگذر است که پست مدرنیسم دیگر فقط به واژگونی اندیشه های روشنگری و خردورزی و صدا بخشیدن به سکوت ها نمی اندیشد خود را به هنر و معماری هم محدود نمی داند. شخصیتی چند گانه و چند ریختی یافته و ریشه هایی در زندگی روزمره مردم دوانده است.

اصول پست مدرنیسم

پست مدرنیسم همان گونه که از نامش بر می آید پست مدرنیته است. یعنی ادعای برگذشتن ازمدرنیته ای را دارد که خود از سنت فراتر می رود. بنابراین اصل اول پست مدرنیسم این است که آن چه در مدرنیته اعتبار داشته در عصر پست مدرنیسم بی اعتبار و منسوخ است. مدرنیته در چارچوبی قرار می گرفت که زبان حرفه ای مطالعات فرهنگی آن «فراروایت» یا روایت بزرگ می نامید. یعنی اندیشه های بزرگی همچون هنر خرد و حقیقت و سنت و اخلاقیات و تاریخ که مسیر زندگی را معین می کرد و به آن معنا می بخشید. اما پست مدرن بر آن است که چون این مفاهیم، با موشکافی های تجزیه و تحلیل گرانه ی امروز سازگار نیستند،‌معنای خود را یکسرده از دست داده اند و تمامی نظریات استوار بر مفاهیم مطلق حقیقت، علوم و خرد،‌ در واقع چیزی بیش از یک مشت ساختارهای تصنعی نیستند و همه ماهیتی توتالیتر دارند. یکی از اصول دیگر پست مدرنیسم انکار «حقیقت»و نسبی شمردن امور است. بر آن است که هیچ واقعیت نهایی وجود ندارد و انسان در پشت چیز ها همان را می بیند و تازه همین هم بستگی به شرایط زمان و مکان دارد از این رو حتی در علوم آسان ترین مورد برای کشف کردن همان است که انسان در جست و جوی آن بوده است هر قدر که علوم به اهداف نهایی خود نزدیک تر می شود به همان نسبت فرمول بندی «نظریه ی همه چیز» یعنی به ابعاد پست مدرنیته ی خود نزدیک می شود و بسیاری از تردیدهای دیگر، تمامی اندیشه ی مهار کردن و معین کردن محدوده ی علوم را یکسره از میان می برد. اصل سوم مدرنیسم استوار بر این است که انسان به جای واقعیت ،‌با یک وانمودگر رو در روست پست مدرنیسم در تمامی جهان به چشم یک بازی ویدئوئی می نگرد که در آن هر انسان یکی از فیگورهای این بازی است. از یک گوشه به گوشه یی دیگر می رود؛ پایین و بالا می دود و زمین و فضا می جنگدو تمامی زندگی او نه بر اساس واقعیت که برشالوده ی الگوها و مانند سازی و ایثارها و بازنمایی هایی بنا شده است که هیچ کدام ربط و پیوندی با واقعیت ندارد. اصل چهارم استوار بر بی معنایی است در جهانی تهی از خرد و حقیقت، جایی که هیچ علم و دانشی معتبر نیست و واقعیتی وجود ندارد و زبان تنها پیوند باریک و لطیف با زندگی و هستی است، این اصل چهارم کم و بیش ناظر بر همان اصل اول، یعنی انگار حقیقت و تاکید بر شک اندیشی است. یعنی اشاعه تلویحی این تفکر که به هیچ چیز و هیچ کس نباید اعتماد داشت و می باید در هر چیز با تردید نگریست شک اندیشی اصل پنجم پست مدرنیسم است و ناگفته پیداست که در آن هیچ نظریه و هیچ مطلق اندیشی و هیچ تجربه یی ارزش و اعتبار نخواهد داشت. باید در هر چیز شک کرد و هیچ چیز را نباید به تمامی و به طور قالبی و دربست پذیرفت.

دانلود مقاله اصول و مبانی پست مدرنیسم

دانلود تحقیق حکمت هنر اسلامی در جامعه مدرن


تحقیق حکمت هنر اسلامی در جامعه مدرن

دانلود تحقیق در مورد حکمت هنر اسلامی در جامعۀ مدرن در 10 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

دانلود تحقیق حکمت هنر اسلامی در جامعه مدرن

مقاله حکمت هنر اسلامی  
تحقیق در مورد حکمت هنر اسلامی
فایل ورد حکمت هنر اسلامی در جامعه مدرن
دسته بندی هنر و گرافیک
فرمت فایل doc
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 10

توضیحات :

دانلود تحقیق در مورد حکمت هنر اسلامی در جامعۀ مدرن در 10 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

مقدمه

در این نوشتار در پی توضیح معنای "هنر دینی" و کارکردهای اجتماعی آن هستیم. در مباحث جاری هنر تعبیرهایی مثل هنر قدسی، هنر سنـّتی، هنر معنوی، هنر دینی یا حتی هنر اسلامی، هنر مسیحی، هنر بودایی و ... را فراوان می خوانیم و می شنویم، اما درست آن است که پیش از هرگونه داوری و سخنی در این باب به تنقیح و وضوح بخشیدن به مفهوم هنر دینی بپردازیم وبررسی کنیم که اساساً هنر دینی یعنی چه ؟ ملاک دینی بودن هنر چیست؟ آیا سرزمین و جغرافیای تولد آن هنر است که آن را دینی می سازد یا "جهان بینی" شخص هنرمند و نوع و نحوه نگرش اوست که معیار دینی بودن یا نبودن هنر می شود؟ یا ساختار اثر هنری و ویژگیهای آن است که موجب دینی بودن یا غیردینی بودن هنر می شود؟ یا معیار دینی بودن هنر وابسته به مراحل و فرایند تکوین آن و شیوه پدید آمدن آن می شود؟ یا اینکه دینی بودن یا نبودن هنر، مربوط و منوط به هیچیک از این عناصر و عوامل یاد شده نیست، بلکه تابع نحوه نگرش و "افق فکری" و "قرائتی" است که مخاطب یا مخاطبان از آن دارند به گونه ای که مثلا ً برخی کسان در یک اثر هنری، باورها و ارزشها و جهان بینی دینی را متجلی می بینند و از آن "قرائتی" دین باورانه و معنوی و قدسی ارائه می دهند و برخی دیگر تفسیری الحادی و غیردینی یا حتی دین ستیزانه از آن اثر ارائه می کنند و کسان دیگری نیز احتمالا ً هیچگونه جلوه و نشانی از دین باوری یا دین ستیزی در آن نمی بینند و آن را از این حیث یک اثر و پدیده خنثی و فاقد موضع و مضمون خاصی تلقی می کنند که صرفاً بازتاب یک احساس طبیعی عادی و بی رنگ است و در هیچ قالب دینی یا ضدّ دینی نمی گنجد.

شکل گیری هنر مدرن

لغو حقوق و امتیازات اشراف و فئودال ها تدوین اعلامیه ی حقوق بشر، تولید انبوه کالا و ساخت ماشین آلات صنعتی، ایجاد شهرهای بزرگ و شکل گیری طبقه ی متوسط شهرنشین از جمله دست آوردهای نوینی بودند که پس از انقلاب صنعتی کبیر فرانسه پدیدار شدند. هنر هم در این شرایط مخاطبان تازه ای یافت. مخاطبان و حامیان هنر و ادبیات، دیگر فقط اشراف و دربار و کلیسا نبودند، بلکه طبقه ی متوسط نوظهوری بود خلق و خو و روان شناسیش در زندگی صنعتی و تولید انبوه و سرعت روزافزون زندگی نوین شهری، شکل می گرفت. در چننی شرایطی قواعد و قالب های متحجر هنر آکادمیک، نمی توانست پاسخگوی نیازهای نو باشد.

هنرمند اروپایی که از حصار سنت های پوشیده رها شده وبد در بستر متغیر و متحولی که شرایط اجتماعی پیش روی او نهاده بود به نفع سنت هنری 500 ساله اش پرداخت. در زمینه ی ادبیات، اندیشه ی مدرن بودن یا بودلر پدیدار شد. وی در مقاله ای با عنوان نقاش دنیای نوین منتقدان و هنر دوستان را ترغیب به کشف زیبایی نهفته در اشیا می کند. اشیایی که از نعمت بودن در زمان حال، برخوردارند و از آنان در این مقاله می خواهد که به لطف این زیبایی، ارتباط خود را با جهان طراف مستحکم تر سازد. ارائه ی آن مقاله با نمایش تابلوی ناهار روی علف های مانه، در نمایشگاه مردودین در سال 1863 بود. مانه، با این اثر خواستار حق مسلمی برای نقاش شد که نقاش، تابلوی نقاشی را صرفاً برای لذت زیبایی شناختی آن تفسیر می کند، بی آنکه نگران بازنمایی یا تصویر سازی آن باشند و فقط از ساخته های شخصی خود پیروی می کند و به عبارت دیگر هنر برای هنر می آفریند.

ریشه های این فرایند، به فلسفه ی روشنگری قرن هیجدهم و انقلابی باز می گردد که کانت در فلسفه ی هنر به وجود می آید. کانت برای نخستین بار، گستره ی هنر و زیبایی را از علم و اخلاق جدا ساخت. به اعتقاد کانت هر موجود خردمند از نوعی استقلال برخوردار است و همپای خرد خود، به معبارها و قوانین ویژه ی خویش می رسد و از پذیرش سایر معیارها اجتناب می کند. کانت این قاعده را درمورد هنر به کار گرفت که سه حوزه ی علم، قانون (اخلاق)، هنر، هر کدام دارای حقیقت ویژه ی خود هستند و حقیقت هیچ حوزه ای به حوزه ی دیگر قابل تسری نیست. کانت، به پیوری روانشناسی رایج در عصر خود، ذهن انسان را به دو بخش تقسیم کرد: بخشی که شامل ادراک است و بخشی دیگر که مربوط به اندیشیدن است. غیر از این، کانت به اخلاق توجه کرد و مدعی شد که اصول اخلاقی مانند اصول ریاضی، امور گوهری، یعنی مقدم بر تجربه ی ناشی از حواس ما هستند. کانت، تأکید می کند که یکی از مفاهیم مهم در بحث پیرامون اصول اخلاقی اصل آزادی و اختیار فردی است. و بدون وجود آزادی، حسن و قبح رفتاری معنا ندارد. کانت، سپس به موضوع هنر و زیبایی می پردازد. و اموری را مانند احساس و عاطفه و ذوق و رغبت را وارسی می کند و پس از توجهی ویژه به گوهر زیبایی، مفهوم والا را مطرح می نماید. تفاوت میان زیبایی در شکل زمانی و مکانی خود، در قالب ابژه و پدیده تجلی می یابد و بر ادراک حسی استوار است . اما والایی فراسوی زمان و مکان سیر می کند، یعنی بیشتر به ناکرانمندی هستی تکیه دارد. افزون بر این تجربه ی والایی به میانجی مفاهیم عقلی و اخلاقی حدوث می یابد.

مدرنیسم، فقط یک دگرگونی هنری نوبده می توان آن را انقلابی در بنیان بیان حسی و زیبایی شمناسانه به شمار آورد، هرچند که آغاز شکوفاییش را به واپسین دهه ی سده ی نوزدهم نسبت داده اند، اما پیدایش آن ریشه در دهه های دورتر دارد.

مدرنیسم، تعریف تازه ای از جهان است؛ بخشی از یک تعریف توافق شده نیست واگر در جایی تعارف قبلی را نقض می کند تقصیری ندارد، مثل برامدن ماه است که نور ستاره های دیگر را از رمق می اندازد.

در هنر مدرن زیبایی دیگر یک عامل لزوماً واجب برای اثر هنری نیست و در بسیار یاز آثار مدرن، اثری از آن دیده نمی شود. این نکته که زندگی چیز بسیار زیبایی است. دیگر اعتبار خود را از دست داده است. طبیعت زیباست، خورشید و درخت زیباست اما در همین لحظه میلیون ها نفر می میرند! شاید برخی از تابلوهای مدرن وحشتناک باشند اما ان ها تجلی احساس و هیجانی هستند که به دنیای موجود شباهت تام دارند.

و...

دانلود تحقیق حکمت هنر اسلامی در جامعه مدرن